عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

18

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

ساخت ، گفت آيا به شما نگفتم كه من به راز آسمانها و زمين از شما داناترم و آشكار و نهان شما را ميدانم ؟ و هنگامى كه فرشتگان را گفتيم كه به آدم سجده كنيد همه سجده كردند مگر ابليس كه خوددارى كرد و گردنفرازى فروخت . و بزمره كافران پيوست - سوره بقره - آيات 34 - 30 ) اين انگيزه‌هاى ذاتى در انسان از جمله موهبتهاى فطرى و ملكات عقلى و فكرى است كه بىترديد از جانب خدا اعطا شده است و داراى موجبات ربانى است كه در سرشت بشر گذاشته شده است ، تا شايستگى خلافت خدا را در روى زمين داشته باشد و بتواند بر قوانينى كه در دست انسان گذاشته شده است ، تسلط يابد تا در ژرفناى هستى فرو رود و سير كند و به رازهاى آن پى برد ، و رمز آنها را بگشايد ، و گنجينه‌هاى هستى را استخراج كند . انسان عظمت آفريننده را در آينه طبيعت مىبيند و شكل بديع خلقت را در همه صحنه‌ها درمىيابد ، و از سر فروتنى در برابر عظمت پروردگار به زمين بوسى سر فرود مىآورد و به خداى ايمان مىآورد و به پروردگارى و يكتايى خدا اقرار مىكند و به زبان عقل و انديشه مىگويد : « رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ » ( اى پروردگار ما اين هستى را به بيهوده نيافريده‌اى . خداوندا به پاكى خود كه ما را از عذاب آتش بپاى - سورهء آل عمران - آيهء 191 ) انسان از سر فروتنى و ناچيزى به خداوند ستايش مىكند و به زبان فطرت مىگويد : « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » ( ترا مىپرستيم و بس و از تو يارى مىخواهيم و بس - سورهء فاتحه - آيات 5 و 4 ) انسان اين سنتها و قانونهاى هستى را در راه نيكبختى و آسايش خويش به كار مىگيرد ، و به زبان ستايش مىگويد :